تبليغاتX
کلیک تابان
آن روز که من تو را دیدم
و تو غرق در رویا بودی
با شاپرکی بر شانه
تو را ندیده گذر کردم
ترسیدم که عطر نگاهت غرقم کند
و من در اندیشه ی تو غرق شوم
راه طولانی بود اما دل من برای دیدن تو پر می کشید
شاید اندک ثانیه ای هرچند کوتاه
اما برای من عمری بس طولانی بود
و آن گاه که تو پر زدی دل من هم پر زد
اما بر سر شانه های تو فرود نیامد
رفت و در آسمان سیاه گم شد
و من در اندیشه ی تو غرق شدم
نوشته شده در یکشنبه 1386/11/28ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط محمود| |

آفتاب لاگ

بلاگ اسکای

بلاگفا

پارسی بلاگ

پرشین بلاگ

کاسپین بلاگ

میهن بلاگ

Blogger

Word Press

نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 8:4 بعد از ظهر توسط محمود| |
  دو روز
2 روز دیگر تولدم است . همه خودشان را بی خیال نشان می دهند ولی من كه می دانم می خواهند من را غافلگیر كنند . باید تا 2 روز دیگر صبر كنم . خیلی سخت است ولی چه می شود كرد ؟

 یك روز
فردا تولدم است . این ها هم عین خیالشان نیست . انگار نه انگار كه فردا تولدم است . فكر كنم تولدم را فراموش كرده اند . راست م‍ی گویند كه غیر از خود آدم هیچ كس به فكر آدم نیست .

 آن روز
هیچ اتفاقی نیافتاد . نه هدیه ای ، نه تبریكی . من را باش كه فكر می كردم قرار است هیجان انگیزترین اتفاق عمرم اتفاق بیافتد . كسی كه برای ما چيزی نگرفت . خودم بروم برای خودم چیزی بگیرم .

نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط محمود| |
ایستاده است آن سمت خیابان . منتظر است که من از خیابان رد شوم تا یک ماشین به من بزند و او بیاید بالای سرم و باقیمانده ی جانم را بگیرد . اما کور خوانده . راهم را داخل پیاده رو ادامه می دهم . این موتور سوار داخل پیاده رو چه می کند ؟
نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط محمود| |
 تولد
این اولین پست یا مطلب این وبلاگ است . می خواهم در این وبلاگ از همه چیز صحبت کنم . از آسمان و زمین گرفته تا هفت هنر ، آدم ها و ... . امید وارم که کارم تداوم پیدا کند . حرف دیگری نمانده است . باید بروم خدانگهدار .

 مرگ
این آخرین مطلب این وبلاگ است . شاید دیگر ننویسم . خدا را چه دیدی . شاید بعد ها دوباره بنویسم . الان حسابی سرم شلوغ شده است . این را گفتم که منتظر پست بعدی من نباشید . این را هم با هزار جور کلنجار رفتن با خودم نوشتم . این وبلاگ هم یک وبلاگ متروک می شود مانند هزاران وبلاگ دیگر . شاید بعدا که سرم خلوت تر شد دوباره نوشتم . تا آنروز خدا نگهدارتان ( یا خدا نگهدار ) .

نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 6:3 بعد از ظهر توسط محمود| |

در شرق دور راهبان دیرهای متعلق به مكتب ذن ، شیوه خاصی را برای آراستن صحن باغ های شنی خود دارند . راهبان صخره هایی را كه با وسواس بسیار از نقاط دور دست انتخاب كرده اند با دقت در محلهای مورد نظرشان مستقر می سازند و سپس با حساسیت ویژه ای كه تنها از طریق تمركز و مراقبه در ذاتشان حاصل آمده است ، با شن كش خط های افقی و عمودی در صحن باغ شنی ایجاد می كنند و اطراف صخره ها را با دوایری مكرر می آرایند . الهام بخش راهبان ذن برای آراستن چنین باغ هایی امواج آب دریاها در اطراف صخره هایی است كه سر از آب به در آورده اند .

یكی از این باغ ها ، چهار صد سال پیش ، در دیر دیسنین (Daisenin) ، در كیوتوی ژاپن ، به دست سوآمی (So ami) شاعر بنیاد شد . گنزو تانگه (Kenzo Tange) از معماران معاصر ژاپن تلاش دارد سنت فرهنگی را با امكاناتی كه تكنولوژی جدید در اختیارش قرار داده است همراه ساخته و از تركیب آنها پدیده ای نو بسازد . خود او می گوید :

((گاهی سنت را با فعل و انفعالات شیمیایی مقایسه می كنم كه باید همچون كاتالیزور عمل كند و چیزی نو پدید آورد در حالی كه اثری از سنتی كه از آن الهام گرفته آشكارا دیده نشود .))

نظم هندسی ، پویایی و خطوط اوج گیرنده در معماری گنزو تانگه ملهم از باغ های شنی سنتی ژاپنی است كه شكلی نوین به خود گرفته است . عامل شكلگیری در هر دو فضای سنتی و نوین ، خط است كه با توجه به ماربردش كیفیت های متنوعی‌به خود گرفته است .

منبع متن : كتاب كارگاه هنر 1 (دوره ی پیش دانشگاهی ; رشته ی هنر)

باغ شنی در دیر دیسنین در كیوتوی ژاپن

بازی پازل باغ ذن
عكس هایی از گنزو تانگه و آثارش

نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط محمود| |

تو ندیدیش ؟ همین جا گذاشتمش . نه جیبهامو کامل گشتم . اونجا نبود . کمدمو ؟ اونم گشتم . یه پیشنهاد بهتر بده . چی نمی تونی ؟ چرا ؟ من که هرچی وسایلت گم می شد برات پیداش می کردم . چرا فقط همین دفعه ؟ پس از این به بعد برات هیچی پیدا نمی کنم . چی ، دور گردنم ؟ یعنی من اینقدر خنگم که دور گردنم باشه و متوجه نشم . دستش را نزدیک گردنش برد و با وسواس شروع کرد به فشار دادن اطراف آن . همان جا بود . دور گردنش . گوشی را گذاشت .

نوشته شده در سه شنبه 1386/11/23ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط محمود| |
و من
در اندیشه ی تو
که چه خواهد شد
ایستاده
روبروی هم
اما دور ... خیلی دور
با قدم های آهسته
نزدیک می شویم
نزدیک نزدیک ...
یکی شدن
به هم رسیدن
این است تقدیر ما
می رویم
آهسته و خرامان
ترک می کنیم ساحل را
با کوله بار مهر
غرق در یکدیگر
روز بر می آید
نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 9:31 بعد از ظهر توسط محمود| |
ایستاده بودم
نشسته بودی
ناگه به من تو
پر می گشودی

ایستاده ام من
در چشمهایت
شاید که از تو
آید نگاهی

کردی نگاهی
با چشمهایت
آیینه ام را
از من ربودی

نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 9:30 بعد از ظهر توسط محمود| |
 

کدام استقلال ؟ کدام پیروزی ؟

فیلم زیبای آقای ده نمکی را دیدم . فیلمی که اگر بدون قصد و غرض آن را ببینید همانگونه که ساخته شده اشکتان را در خواهد آورد . اشک من هم در آمد . قصه ، قصه 2 تیم مطرح فوتبال کشور است با تمامی دردسرها و اتفاقات و حوادث پیرامونش البته این بار با نگاهی نو . نگاهی که فقط خنده پیروز شوندگان این میدان و یا گریه بازندگان را نشان نمی دهد . به سراغ کسانی می رود که از این بازی ها نان شبشان را در می آورند . فیلم خوبی است . تماشای آن را به تمامی شما عزیزان توصیه می کنم . اکران اینترنتی این فیلم در وبلاگ شخصی آقای ده نمکی موجود است . این فیلم را ببینید به دور از هر گونه مارک پرستی که استقلال خوب است یا پرسپولیس .

وبلاگ شخصی آقای مسعود ده نمکی

نوشته شده در یکشنبه 1386/11/21ساعت 3:49 بعد از ظهر توسط محمود| |

محسن نامجو


امیدوار بودم که این فیلم هیچ گاه پایان نپذیرد . شاید این فکر ناشی از غریزه ی فضولی در ما ایرانیان است . دوست داریم ته و توی هر چیز را در بیاوریم و شورش را نیز . دوست داشتم بیشتر از محسن نامجو بدانم از عشقش از مغزش از فکرش از ... . من قتی فیلم می بینم به آرامش می رسم ، آن هم نه هر فیلمی . فیلمی زیبا که بتواند تا چند ساعت فکرم را بخود مشغول سازد تا به چیز دیگری فکر نکنم . این فیلم دستپخت سامان سالور است با همکاری تنی چند از دوستانش به همراه بازیگر اصلی و یا همان محسن نامجو . این فیلم به بررسی زندگی نامجو در دوره ای می پردازد که شاید خیلی از ما آن زمان حتی اسم او را هم نشنیده باشیم . در این که او اعجوبه ای است همانند نیما که شعر را متحول کرد و او نیز موسیقی ایرانی را . همیشه راه برای جاده صاف کن ها سخت است و تا جاده صاف می شود همه کورسش را می گیرند . محسن نامجو این چنین کسی است . فیلم با دیدگاه های افراد مختلف از جمله خود نامجودرباره نامجو شروع می شود تا به آخر که از زبان نامجو درباره موسیقی می شنویم .
این فیلم را می توانید از آدرس های زیر دانلود کنید .

http://rapidshare.com/files/41621130/aramesh_ba_diazpaame_10.part01.rar
http://rapidshare.com/files/41627856/aramesh_ba_diazpaame_10.part02.rar
http://rapidshare.com/files/41631214/aramesh_ba_diazpaame_10.part03.rar
http://rapidshare.com/files/41641467/aramesh_ba_diazpaame_10.part04.rar
http://rapidshare.com/files/41641576/aramesh_ba_diazpaame_10.part05.rar
http://rapidshare.com/files/41644187/aramesh_ba_diazpaame_10.part06.rar
http://rapidshare.com/files/41650532/aramesh_ba_diazpaame_10.part07.rar
http://rapidshare.com/files/41650535/aramesh_ba_diazpaame_10.part08.rar
http://rapidshare.com/files/41687076/aramesh_ba_diazpaame_10.part09.rar
http://rapidshare.com/files/41687152/aramesh_ba_diazpaame_10.part10.rar
http://rapidshare.com/files/41687084/aramesh_ba_diazpaame_10.part11.rar
http://rapidshare.com/files/41687185/aramesh_ba_diazpaame_10.part12.rar
http://rapidshare.com/files/41687150/aramesh_ba_diazpaame_10.part13.rar
http://rapidshare.com/files/41687092/aramesh_ba_diazpaame_10.part14.rar
http://rapidshare.com/files/41687087/aramesh_ba_diazpaame_10.part15.rar
http://rapidshare.com/files/41687083/aramesh_ba_diazpaame_10.part16.rar
http://rapidshare.com/files/41687081/aramesh_ba_diazpaame_10.part17.rar
http://rapidshare.com/files/41687093/aramesh_ba_diazpaame_10.part18.rar
http://rapidshare.com/files/41687189/aramesh_ba_diazpaame_10.part19.rar


آلبوم ترنج محسن نامجو منتشر شد
چند کیلو خرما برای مراسم تدفین : فیلمی دیگر از سامان سالور
زلف بر باد : با صدای محسن نامجو و با حضور زهرا امیر ابراهیمی
موسیقی ای که تعریف نمی پذیرد : گپی با محسن نامجو
وب سایت رسمی محسن نامجو
وبلاگ رسمی طرفداران محسن نامجو

نوشته شده در یکشنبه 1386/11/21ساعت 3:47 بعد از ظهر توسط محمود| |
ابزار وبلاگ
نوشته شده در دوشنبه 1386/11/08ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط محمود| |
حدیث روز : پیام سلامی پرگو
نوشته شده در دوشنبه 1386/11/08ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط محمود| |
سلام . به تازگی یک قالب زیبا به نام دراگون که کار طراحی آن را آقا نیما نجام داده اند را در فهرست قالب های بلاگفا اضافه کردم . استفاده کنید . لذت ببرید و دعا به جان آقا نیما کنید . موفق باشید .
نوشته شده در یکشنبه 1386/11/07ساعت 6:52 بعد از ظهر توسط محمود| |